ذبيح الله صفا
1235
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
قصيدهها و غزلها و مثنويها و رباعيهاى عرفانى بسيارست و از آن بتمامى و باجزاء مختلف خاصه رباعياتش نسخههاى بسيار در كتابخانههاى هند و بيرون از آن موجودست . شعر او متوسط و گاه سست است . هدايت در رياض العارفين گفته است « پنجاههزار بيت ديوان دارد . مثنويات بسيار و غزلهاى بيشمار ، و ليكن رعايت بحور و قوافى را چنان كه بايد ننموده است » و شايد نخواست بگويد كه رعايت لفظ را هم گاه بدست فراموشى سپرده است ! با اينهمه او را در ادب عرفانى هند و نزد پارسىشناسان آن سامان مقامى والاست . ازوست : اى بىخبر از يك نگه رحمت ما * تا چند همى خصومت و زحمت ما چندى ديدى نتيجهء صحبت غير * يك بار ببين نتيجهء صحبت ما * در مدرسه آنچه صحبت يارانست * در صومعه آنچه بر گرفتارانست زآنگاه كه مهر تو گزيدم ديدم * كاينها همه كارهاى بيكارانست * يارى كه ترا ز خود رهاند دگرست * كارى كه ز تو هيچ نماند دگرست ما منكر راه مسجد و كعبه نهايم * راهى كه به مقصود رساند دگرست * مايى و منى ما چو از كار افتاد * اين هستى ما بگوشهيى خوار افتاد ما را چو ز خود ساخت ز ما هيچ نماند * مانند سگى كه در نمكزار افتاد * آخر يابد هركه ز صدقش جويد * تخمى كه بجا فتاد آخر رويد گويند كه هركه يافت حرفى نزند * نى نى غلطست هركه يابد گويد * دريا چو رود خس نرود پس چه كند * پس با درياى بيكران خس چه كند عرفان سريست بايدش پوشيدن * مىپوشم ، ليك مشك را كس چه كند *